«تفکر استراتژیک یک بصیرت است. این بصیرت کمک می‌کند تا مدیر به زوایای ناشناخته‌ی کسب‌وکار پی برده و با پاسخگویی خلاقانه به آن برای مشتری ارزش و برای سازمان مزیت رقابتی بیافریند.»

 فرمان اول: بیش از «اطلاع گیری» به دنبال «یادگیری» از محیط باشید

  1. بقا و رشد شرکت‌ها در گروی شناخت کسب‌وکار است
  2. استراتژی از سنتز اطلاعات و قواعد شکل می‌گیرد
  3. یادگیری از محیط کلید طلایی مسئله است

 فرمان دوم: بیش از پاسخگویی به نیازهای کشف‌شده، به دنبال کشف نیازهای پاسخگویی نشده باشید

  1. فرصت طلایی، فراسوی اندیشه‌های متعارف است
  2. سرنخ نیازهای پنهان کجاست؟

 فرمان سوم: بیش از اهداف میانی، چشم به اهداف نهایی داشته باشید

  1. موفقیت در گروی انتخاب صحیح مسئله است
  2. سلسله‌مراتب هدف‌ها
  3. مشکل یا علائم هشداردهنده
  4. حل مسئله یا تحقق هدف؟

 فرمان چهارم: بیش از قابلیت سازی برای تولید به دنبال قابلیت سازی برای رقابت باشید

  1. در محیط رقابتی، مهم، داشتن مزیت رقابتی است
  2. مزیت رقابتی در مفهوم ساده و در عمل پر چالش است
  3. برای مزیت رقابتی در بازار، باید در سازمان شایستگی کلیدی داشت

 فرمان پنجم: در حرکت به سوی هدف بیش از سرعت، به فکر میان‌بر باشید

  1. برای برتری باید متفاوت بود
  2. داستان اول: لوح فشرده
  3. داستان دوم: ساعت کوارتز
  4. داستان سوم: پست الکترونیک
  5. راه میان‌بر در خلق قواعد جدید است
  6. قاعده شکنی، راهی به سوی تعالی 
  7. نویسندگان: دکتر وفا غفاریان، دکتر غلامرضا کیانی